همۀ استارتاپها به دلیل ماهیت وجودیشان که با توانمندیهای خلق‌الساعه خود، کارشان را شروع کرده‌اند در اقتصاد رانتی و بیمار این‌روزهای ایران، بسیار مقدس و ارزشمند هستند.

نگاه اول به استارتاپهای موفق بر یک کپی‌برداری دقیق دلالت دارد مانند آپارات که دقیقا یوتیوب است و دیجی‌کالا که با علی‌بابا مو نمیزند و یا اسنپ که همان اوبرِ فراگیر در جهان خودمان است.

نگاه دوم نگاهی دقیق‌تر باید باشد و آن این است که چرا نمیتوانیم از بهترینهای جهان باشیم؟

بگذارید با چندسوال شروع کنم:

چرا ما بجای هواپیمای بویینگ که میخواستیم بسازیم ،ایران140 را ساختیم و نتیجه نگرفتیم؟

یا چرا با اینکه صادر کننده سنگ آهن و حتی فولاد هستیم هنوز برخی ورقه‌های فولادی که مثلا برای تولید همین پراید نازنین‌مان استفاده میشود را وارد می‌کنیم؟

نمیخواهیم؟ نمیشود؟ یا نمیگذارند که بشود؟

الگوی تکامل توانایی یا CFM ابزار مدیریت دانش است که در کشورهای پیشرفتۀ دنیا برای انجام پروژه های سنگین برای رفع معضلات پیش روی بشر و رسیدن مهندسی به مرزهای ریاضی و فیزیک و حتی متافیزیک به‌کار گرفته می‌شود.

چند نفر از ما این را میشناسیم و یا اقلا اسمش به گوش‌مان خورده است؟

Related Post

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Recent Posts

Recent Posts